الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
22
الغدير ( فارسي )
آن گروه در لشگرى او را گرداگرد برگرفته بودند كه همچون دريا آغاز آن با انجامش همسان بود دريائى پر آشوب و با شمشيرهائى گرسنه كه گوشت و پوست شهسواران را خوراك آن گردانيدند از شگفتىها است كه او از تشنگى بىتاب باشد با اينكه پدرش در روز رستاخيز آب روان به كام مردم مىريزد . ‹ 15 › در پيرامون او شاهينهائى براى شكار كبوتر به پرواز در آمدند و چون تشنه شدند كشتهء كبوتر را با خون آهو بچه آغشته كردند ‹ 16 › نيزههاى گندمگون و كبودرنگ ؛ سرخ فام گرديد و رنگ خاكسترى اسبها ، سياه و گرد آلود شد ‹ 17 › چرا كه آنها را در خمى از خون فرو بردند و اينها را در دريائى از گرد و غبار جدائى ناپذير به شناورى واداشتند ‹ 18 › سمهاى اسبانش كه بر سه پاى ايستاده بود بر فراز سر سوار كاران چهرهء مرگ مىنگاشت ‹ 19 › تاريكى ؛ گرد و خاك و آشوب را به كام خود كشيد و سياهى گسترش يافت تا بامداد روشن به گونهء شبى سخت تيره در آمد ‹ 20 › و پنداشتى درخشش تيغها در دل آن ، آذرخشى است كه در ميان ابرها روى مىنمايد و روشنائى را به ارمغان مىآرد ‹ 21 › سپاهى كه دهان بيابان را پر كرد و چنان پاى به دشت نهاد كه سم ستورانش بر گونهء آن تازيانه مىنواخت فرزندان آنان كه جاى نشين پيامبر را نشناخته انگاشتند و پيامبر راهنما را - كه به راستى فرستاده ى خدا بود - دروغگو شمردند